دومین عید نوروز

مامان جونم عید قشنگت مبارک امسال عیدی پر سفر رو پشت سر گذاشتیم شنبه دوم عید مسافرتمون رو سه تایی شروع کردیم دو روز رفتیم شمال بعد سه روز رفتیم همدان از اونجا دو روز رفتیم شهرکرد بعدم سه روز اصفهان بودیم در آخرم یک شب کاشان بودیمو بعد شب 13 به در رسیدیم خونه خیلی به هر سه تایی مون  خوش گذشت توی این سفر کلی با اسب و شتر و الاغ و گوسفندها  بازی کردی و عاشقه حیوانات شدی از اینکه می رفتیم باغ پرندگان و باغ وحش شهر های مختلف کلی لذت می بردی الهی فدای اون دستهای کوچولوت بشم که وقتی وارد یه هتل جدید یا محل جدیدی می شدیم می زدیشون پشت کمرتو راه می رفتی انگار که اومده بودی بازرسی املاکت .

عزیز مادر الان دیگه 16 تا دندون قشنگ و کوچولو داری که برای در اومدنشون خیلی اذیت شدی الهی فدای اسب گفتنت بشم مادر که می گی اس تا آقا گاو رو می بینی میگی ما 

وقتی بهت لواشک میدم میگی تشه یعنی ترشه 

وقتی بهت چای میدم میگی داخ یعنی داغه 

مامان جونم عاشق شیطونی ها و شیطنتهاتم چند روزه که از دست شما مجبورم در اتاق رو قفل کنم آخه قد کشیدی پسرکم و با دستای کوچولوت در رو باز می کنی و مثل فشنگ از پله ها میری پایین و همش میگی عم یعنی عمو خلاصه خیلی کارهای خطر ناکی می کنی مادری .

عاشقتم گلم .

/ 1 نظر / 10 بازدید
مرضیه

سلام به پارسا جان و مامانه گلش فداش بشم که به حرف افتاده در ضمن نگارش مامانشم بهتر شده